محمد رضا واليزاده معجزى
223
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
بودند ، از شنيدن اين خبر سخت درهم شد و آماده دفاع از بروجرد گرديد و دستور داد توپها را از يكطرف گردنه سوار كردند و سربازان در برجهاى قلعه جايگزين شدند و گردنه را كه تنها راه عبور عشاير بهسمت بروجرد بود ، تحتنظر گرفته و به محض اينكه عشاير در تيررس قرار گرفتند آنها را زير آتش توپ و تفنگ گرفت و نگذاشت از گردنه عبور كنند . عشاير كه خود را مواجه با تلفات سنگين ديدند ، بهطرف خانههاى خود فرار كردند و به اين وسيله بروجرد از غارت و چپاول محفوظ ماند . سفر بروجرد ، مكالمه با شاه در مورد شيخ عبيد اللّه ، واگذارى حكومت به مظفر الملك و حركت به اصفهان فصل زمستان سال 1297 فرارسيده بود . از موقعى كه ناصر الدين شاه ظل السلطان را جهت مكالمه حضورى به تلگرافخانه خرمآباد فراخوانده بود كه مأمور دفع شيخ عبيد اللّه سازد يك هفته گذشته بود و از تاريخ اعدام خوانين لرستان پنج روز [ مىگذشت . ] ظل السلطان سعى داشت كه هرچه زودتر خود را به بروجرد برساند و در تلگرافخانه آنجا كه آمادهتر براى مخابرات بود ، با شاه گفتگو كند . اين بود كه با تعجيل بسيار مىخواست به بروجرد برود و علت تاخير خود را در مورد اجراى فرمان به سمع پدرش برساند . راجع به لرستان ديگر كار زيادى نداشت . زيرا عشاير را سر جاى خود نشانده و ديگر احتمال شورش و بلوا در ميان نبود . ترتيب وصول ماليات نيز قبلا داده شده و حاج عالى خان با رفقايش متعهد وصول و ايصال آن شده بودند و مظفر الملك هم در مواقع احتياج به آنها كمك مىكرد . بنابراين ظل السلطان ديگر كار مهمى در خرمآباد نداشت . اين بود كه ميرزا محسن خان مظفر الملك را كه ششماه قبل از طرف خود به خرمآباد فرستاده بود ، به حضور طلبيد و حكومت لرستان را با اختيارات كامل به او واگذار كرد و حضورا تعليمات لازم را هم به او و هم خوانين لرستان كه متعهد وصول ماليات لرستان بودند ، داد . مظفر الملك مردى فاضل و دانشمند بوده و به قرارى كه گفتهاند در نجف تحصيلات عاليه كرده و قريب الاجتهاد بوده است . در لياقت و كفايت و درستى او نيز حرفى نيست . چنانكه حاج ميرزا عبد الغفار نجم الدوله كه در سال 1297 به امر ناصر الدين شاه عازم خوزستان بوده و از طريق خرمآباد به اين مأموريت مىرفته ، از مراتب لياقت و كفايت و كاردانى مظفر الملك در سفرنامه خود سخن رانده است . چون در فصل جداگانه مظفر الملك را كاملا معرفى خواهيم